مرتضى مطهرى

185

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشاره كرد به آيهء كريمهء قرآن : النَّبِىُّ اوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ « 1 » . همه فرياد كشيدند : بلى ، بلى چرا چرا چنين است . بعد فرمود : مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ و بعد : اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ . اين خودش يك موضوعى است كه اصلًا مفاد اين حديث چيست و اين ولايت تا كجا دامنه دارد . ساير نصوصى كه در قرآن مجيد در اين زمينه وارد شده است يا پيغمبر اكرم دربارهء على عليه السلام فرموده است ، به طور كلى اصلحيت و اليَقيّت مولاى متقيان ، ساير فضايلش ، اينها مسائلى است كه به تناسب اين شب مىشود دربارهء همهء اينها صحبت كرد ولى من مىخواهم عرايض خودم را به موضوعى اختصاص بدهم كه فكر مىكنم بحث در اين موضوع به حال ما از نظر عمل خود ما نافعتر و مفيدتر و آموزنده‌تر است در عين اينكه يكى از مباحث و فصلهاى غدير است و آن اين است : چرا دستور پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء خلافت على عليه السلام اجرا نشد ؟ اين سؤال براى هركسى به وجود مىآيد كه چطور شد با آن همه تأكيدات و اصرارهايى كه پيغمبر اكرم در زمينهء خلافت على عليه السلام كرد در عين حال اين موضوع به مرحلهء اجرا در نيامد ؟ از زمان غدير تا وفات رسول اكرم در حدود دوماه و نيم فاصله شد ، چطور شد كه مسلمانان وصيت پيغمبر اكرم را دربارهء على عليه السلام ناديده گرفتند ؟ نظريهء اول اين را چند جور مىشود توجيه و تفسير كرد . يكى اينكه بگوييم مسلمين يك مرتبه همه نسبت به اسلام و پيغمبر متمرد و طاغى شدند ، روى تعصبات قومى و عربى ؛ به اين مسئله كه رسيد همهء آنها يك مرتبه از اسلام رو برگرداندند . اين يك جور توجيه و تفسير است ولى وقايع بعد اين جور نشان نمىدهد كه مسلمين يك مرتبه از اسلام و از پيغمبر به طور كلى روبرگردانده باشند كه نتيجه‌اش اين است كه بايد به حالت اول جاهليت خودشان و بت‌پرستى برمىگشتند .

--> ( 1 ) . احزاب / 6 .